فال

از هر دری سخنی / به نا امیدی از این در مرو بزن فالی

 

بازگشت منشور حقوق بشر کورش از انگلستان به ایران و نمایش آن و حرف و حدیثهایی که برای نمایش آن مطرح شد بهانه ای شد تا این پست را به منشور کورش اختصاص دهم.

کورش کبیر پادشاه مقتدر هخامنشی بیشتر از آنکه بخاطر کشور گشایی و اقتدار شاهانه اش مشهور باشد بخاطر منشور حقوق بشری که در آنزمان تدوین کرد معروف و مشهور شد.منشور کورش هخامنشی، کهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است.داشتن خلق و خوی تسامح و تساهل در عین قدرت و تسلط خود بالاترین گواه بر صلح طلبی و احترام به فرهنگ و عقاید دیگران در فرهنگ کهن و باستانی ایران زمین است.

عده ای از مفسران قرآن مجید٬(از جمله علامه طباطبایی در تفسیر المیزان) ذوالقرنینی را که در قرآن از آن نام برده شده همان کورش پادشاه هخامنشی می دانند.

البته آنچه مهم است ماندگاری میراث کورش بخاطر احترامش به حقوق بشر در جوامع بشری است .چه این منشور در ایران باشد و چه در موزه بریتانیا به نظر من آنقدر مهم نیست.آنچه مهم است دغدغه بشر برای دستیابی به آزادی و رسیدن به کرامتی است که خداوند به حکم بشر بودنش به انسان عطا فرموده است(و لقد کرمنا بنی آدم)

ای کاش در جهانی میزیستیم که همه افراد بشر به حقوق یکدیگر احترام می گذاشتند و فارغ از اینکه چه دین و مرام و مسلک و عقیده ای و نژادی دارند با صلح و آرامش در کنار هم زندگی می کردند.تمام ظلمها و تبعیضهایی که دیکتاتورهای عالم بر بشریت تحمیل کردند حاصل خود خواهی و خود شیفتگی و عدم توجه به کرامت انسان به عنوان شاهکار عالم خلقت بوده است.

| یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 | 20:53 | علی انصاری| |

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید بدور قدح اشارت کرد

| جمعه نوزدهم شهریور 1389 | 12:24 | علی انصاری| |

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

| چهارشنبه دهم شهریور 1389 | 9:10 | علی انصاری| |

| سه شنبه نهم شهریور 1389 | 0:19 | علی انصاری| |

 

پرونده:Rahim moazen zadeh.jpg

رحیم موذن‌زاده اردبیلی (زادهٔ ۱۳۰۴ در اردبیل - درگذشتهٔ ۵ اردیبهشت ۱۳۸۴) گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی جهان اسلام در آواز بیات ترک و در گـوشه روح الارواح (در ۵۰ سال گذشته) است. این اذان در در سال ۱۳۳۴در استودیو یک رادیو ضبط شد. در سال ۱۳۸۷ اذان مرحوم رحیم موذن‌زاده اردبیلی اثر ملی معنوی شناخته شد. اذان‌هایی که توسط او خوانده شده‌است، هنوز به عنوان زیباترین اذان‌های موجود در رسانه‌های صوتی و تصویری ایران پخش می‌گردد. پدر او شیخ عبدالکریم مؤذن زاده نیز تا سال ۱۳۲۴ در رادیو اذان می‌گفته‌است.

موذن زاده ٬موذنی که ۲۵ سال فراموش شد!!

از سال 1357، دوره گمنامی موذن‌زاده اردبیلی آغاز می‌شود. موذن‌زاده در برخی مساجد تهران مناجات و نوحه می‌گفت و هر سال، شب‌های عاشورا در مسجد اردبیلی‌ها به منبر می‌رفت. جز خانواده و دوستان، کمتر کسی از وجود او آگاه بود. پسر بزرگ موذن‌زاده می‌گوید: «همه فکر می‌کردند که پدرم فوت کرده است. هیچ‌کس تا سال‌ها پیگیر نشد که او کجاست و چه می‌کند. تلویزیون و رادیو اذان او را پخش می‌کردند و مردم هم این اذان را دوست داشتند اما هیچ‌کس سراغی از او نمی‌گرفت». همسر او نیز از وضعیت بد مالی زندگی‌شان می‌گوید: «من در خانه مواظب بچه‌ها بودم و او صبح می‌رفت و شب می‌آمد. زندگی ما خیلی مشکل بود. بچه‌ها یکی‌یکی به دنیا می‌آمدند و خرج و مخارج زندگی کفاف نمی‌داد. کار موذن‌زاده هم فقط منبر بود و کار دیگری نمی‌کرد. روزی یک مجلس می‌رفت و خرج زندگی درنمی‌آمد».

جعفر تعریف می‌کند که چگونه به زنده بودن حاج رحیم پی‌می‌برند: «آقای غلامرضایی - مجری تلویزیون - خیلی اذان پدرم را دوست داشت و تعریف می‌کرد که از هر کس درباره موذن‌زاده اردبیلی پرسیده، گفته‌اند اول انقلاب فوت کرده است. غلامرضایی می‌گوید یک روز با یک آذری‌زبان برخورد کردم و از او سراغ موذن‌زاده را گرفتم و او به من گفت که زنده است». به این ترتیب، پس از 25 سال و در حالی که تنها 2 سال به پایان عمر او مانده بود، موذن‌زاده‌ اردبیلی مجددا کشف می‌شود و یکی از خبرگزاری‌ها هم با او گفت‌وگو می‌کند.
بیماری پدر از سال 74 شروع شد و در سال 84 به اوج رسید. این اواخر، سرطان از مثانه، به کلیه  و کبد و ریه‌هایش هم رسیده بود». جعفر تعریف می‌کند که تنها یک‌بار از پدر گله‌ای درباره بیماری‌اش شنیده است؛‌ «در تمام مدتی که مریض بود، اصلا گله و شکایت نمی‌کرد و خیلی آرام بود؛ جز یک‌بار که به من گفت نمی‌دانم چرا این مریضی را گرفته‌ام. آدمی مذهبی‌ای بود و دکترها برای مریضی‌اش به او سوند بسته بودند. او هم مدام مراقب بود که نجس نشود. فقط این موضوع بود که خیلی ناراحتش می‌کرد». حاج مهدی سراج‌زاده - دوست جوان موذن‌زاده اردبیلی - هم تاکید می‌کند که این حرف را به او هم گفته است: «یادم هست که در بیمارستان بودیم و 5 روز مانده بود به رفتنش. تا آن‌روز حتی یک‌بار هم ندیده بودم که از وضعیت خود گله‌ کند اما آن‌روز دست من‌را گرفت و گفت مهدی، چرا من به این روز افتادم و این نوع مریضی نصیبم شد؟ چشم‌هایش پر از اشک شده بود و من هم گریه‌ام گرفته بود. قبل از اینکه چیزی بگویم، خودش بلافاصله گفت که همه‌چیز خواست خداست. بعد هم فضا عوض شد و خندید».

همسر آن مرحوم هم از روزهای بیماری موذن‌زاده تعریف می‌کند؛ «این اواخر خیلی مریضی کشید و همه‌اش بیمارستان بود. بیچاره اصلا اهل غر زدن نبود. من بداخلاقی می‌کردم؛ خب آدم باید راستش را بگوید؛ من هر چی می‌گفتم اصلا حرفی نمی‌زد».

 4ماه قبل از فوتش بود که با وضع خرابی‌ که داشت به مکه رفت. من خیلی نگرانش بودم. روزی که آمد، سریع خودم را به‌اش رساندم  و دیدم حالش زیاد خوب نیست. گفتم فقط یک چیزی به من بگو، رفتی مکه چی‌ دیدی؟ گفت فقط همین را بگویم که رفتم خدا را دیدم و آمدم».
جعفر تعریف می‌کند که پدرش بنا به درخواست حجاج دیگر کشورهای اسلامی در مکه نیز اذان خود را گفته است: «می‌گفت ازش خواسته‌اند که در عرفات اذانش را بخواند ولی «علیا ولی‌الله» را نگوید. قبول نکرده بود. دست آخر آنها قبول می‌کنند که اذانش را کامل بخواند. می‌گفت اذانش را 20 دقیقه خوانده است».

این هم خواندنی است:

مراسم ختم موذن‌زاده در حالی در مسجد اردبیلی‌های تهران برگزار می‌شود که این مسجد مملو از آدم بوده است. جعفر موذن‌زاده گله‌ای هم از مسؤولان دارد؛ «شبی 5 هزار نفر برای مراسم ختم و شام غریبان و شب هفتم و چلهم پدر به مسجد آمدند. آن‌قدر جمعیت زیاد بود که بسیاری از آنها در کوچه بودند و مسجد دیگر جا نداشت. بیشتر از 15 میلیون تومان فقط هزینه همین مراسم شد که پرداخت همه آنها بر عهده خانواده و دوستان پدر افتاد و حتی یک‌نفر نیامد یک جلد قرآن به این مسجد هدیه کند. از بزرگان و سران نظام خیلی‌ها به مسجد آمدند ولی هیچ‌کس هیچ کمکی به ما نکرد. از روزی که فهمیدند پدر در بیمارستان بستری است، مدام برای عیادت با او می‌آمدند. اتاق پدر همیشه شلوغ بود و حتی برای خانواده او هم جا نبود.

 خیلی از دولتی‌ها و سران نظام به بیمارستان آمدند و با پدر عکس گرفتند و رفتند. هزینه بیمارستان‌ پدر هم حدود 20 میلیون تومان شد که باز همه را خودمان پرداخت کردیم. مسؤولان این‌همه درباه اهمیت اذان پدر گفتند ولی حداقل نیامدند کمکی به خانواده او برای پرداخت هزینه بیمارستان‌‌اش کنند. من بازنشسته موسسه تحقیقات خاک و آب هستم و بقیه اعضای خانواده ما هم از قشر مرفه نیستند. نمی‌دانید با چه مکافاتی توانستیم از پس این هزینه‌ها برآییم

شنیدن اذان مرحوم موذن زاده آنهم در ماه مبارک رمضان واقعا روح نواز است دانلود کنید و بشنوید :

 دانلود اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی

| پنجشنبه چهارم شهریور 1389 | 7:53 | علی انصاری| |

Design By : shotSkin.com